خرید بک لینک

حس دوست داشتن که می پیچد
در وجودم ،
دوست دارم
آسمان را در آغوش بگیرم ...
دوست دارم
دنیا را برقصانم ...
نه !
در گوشت زمزمه کنم

دوستت دارم

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور،
کجا، یا چه وقت؟
چه آسان دوستت دارم
بی هیچ غرور یا دشواری
تو را اینگونه دوست دارم
چون طریقی دیگر برایش نمی دانم.
آن چنان به هم نزدیکیم که دست های تو بر گردنم
گویی دست های من است
و آن طور در هم تنیده ایم که
وقتی چشمانت را می بندی
من به خواب می روم.
پابلو_نرودا

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارمچهها که میبینم و باور ندارمچهها،چهها، چهها، که میبینم و باور ندارمحذر نجویم از هر چه مرا بر سر آیدگو درید، دریدکه بگذر ندارد و من هم که بگذر ندارماگرچه باور ند

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

در دلم جایی براى هیچکس غير از تو نیست
گاه يک دنیا فقط با یکنفر پُر مىشود...!
سعیدصاحبعلم

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

تمام جهنم واقعی
در یک کلمه وجود دارد:"تنهایی"
ویکتور_هوگو

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

گاهى بايد رفت...
همه چيز را جا گذاشت...
همان جايى كه دلت راجا گذاشتى... بايد رفت و به همه چيز پشت كرد..
بايد انقدر برى كه همه چيز محو شود..!
وفقط تو بمانى و تنهاييت!.
در ان لحظه بايد قهوه اى نوشيد...
تلخ تلخ..
و خيالت را خوش كن...
كه شايد تنها پايان تلخت همين قهوه ات باشد!!.
فائزه_معين

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

دنیای یه دختر به پیچیده ترین شکل ممکن سادَست.کافیه با دقت نگاش کنی.دخترایی که مشکلات زیادی رو پشت سر گذاشتن یا موهای خیلی کوتاه دارن یا خیلی بلند.آخه ، موی دخترا ، قلب دومشونه!هر بار جلوی آیینه ، لا ب

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

چنان پروانه ای غمگین خوشا در پیله افسردن
خوشا از بی وفایان ، آشنایان ضربه ها خوردن
پریشان مثل امواجم نمیخواهم بفهمد عشق
که عمری را هدر دادم به جان از مرگ در بردن
در این سلول تنهایی که نام دیگرش دنیا ست
چنان گل های تصویرم که بر هر چین دامانت
نه می سوزم نه میسازم بلا تکلیف... پژمردن
مرا از خویش رنجاندی ولی در جمع لوطی ها
مرامم چیست ای دلبر ؟ تو را از خود نیازردن
صادق_احمدی_ورسی

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

زمستون دَرد بود
تو الآنی ؛ اتفاقی ، در حالِ رُخ دادنی ، باید سریع دوستت داشت .
تو الآنی !
خونی، جَرَیانی، مستقیمی؛
زمانی، ساعتی، سریعی...
هندسه ای،خطی،صافی؛
دریایی،موجی،بالایی...
تو الآنی ، فُرصتی ! کَمی...
در حالِ رُخ دادنی...

برچسب: نویسنده: رها شمس تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 23:31

صفحه بندی